وروجک شیطون من
وای عسلی مامان شما خیلی شیطونی ها. اصلا باورم نمیشه که تازه دارم میرم تو هفته بیستم و شما اینطور به مامانی لگد میزنی..gif)
قشنگ مامان عاشق لگد زدناتم. دیشب که داشتم تلویزیون نگاه میکردم، تقریبا خودم رو جمع کرده بودم که یهو شما ٣ تا ضربه محکم زیر دلم ، تقریبا متمایل به راستوارد کردی. ..از بس راحت طلبی عشقم
.gif)
.gif)
.gif)
قبلش بابایی داشت میگفت رو مبل دراز بکش که راحت تر باشین اما من بهش گفتم اینطوری بهتره و معمولا وقتی اینطوری میشینم شما به خاطر راحت طلبی بالاتون به مامانی ضربه میزنی... بابایی خندید و گفت خیلی بدجنسم و هروقت بیای بهت میگه که من برای اینکه لگد بزنی چه کار میکردم...
.gif)
.gif)
تو همین حین یهو شما اون سه تا ضربه محکم رو که قبلا در موردش صحبت کردم وارد کردی. منم با ذوق داد زدم آخ جون،جگرم چه ضرب هایی میزنه!!!!!!!!! بابایی تندی دوید و سرش رو گذاشت رو دلم اما بعد از ٥ دقیقه هرکاری کردیم شما انگار نه انگار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابایی هم گفت : واقعا که دختر خودته،عین خودت لجبازه، وقتی میگی یه کاری رو دوباره بکنه،
.gif)
نمیکنه. خلاصه قند عسل مامان، خوب دیشب بابایی رو گذاشتی سر کارا


وروجک شیطون من
